«آذر فراهاني» و «محمد دهقانپور» زوج پرندهاي هستند كه سالهاست به بزرگترين آرزويشان رسيدهاند، زوج پاراگلايدر كار از بدو ورود اين رشتة ورزشي در سال1372، در كلاسهاي آموزشي شركت كردند، تا حالا از تجربهاي جديد بگويند، پرواز بر فراز آسمانها.
محمد دهقانپور، البته قبل از اينكه با كايت و پاراگلايدر به آسمان برود با چتر از آسمان به زمين ميآمد: «من چترباز بودم. سقوط آزاد. تجربة پرواز را داشتم، ولي نه به اين شكل. پاراگلايدر، لذت ديگري دارد. با پاراگلايدر به آسمان پرواز ميكنم، ولي با چتر از آسمان به زمين ميرسيدم. من عاشق پروازم.»
خلاف آقاي دهقانپور، خانم فراهاني بدون هيچ آشنايي قبلي و البته بدون هيچ علاقهاي پرواز كرده: «هيچ علاقهاي به پرواز نداشتم. اتفاقا خيلي هم ميترسيدم. ولي مجبور بودم. شوهرم از وقتي اين رشته را انتخاب كرد، بيشتر اوقات فراغتش را در سايتهاي پروازي ميگذراند.
نميتوانست از پرواز دل بكند. براي همين، من هم مصمم شدم كه حتما پرواز را ياد بگيريم، تا هر جا او ميرود، من هم بروم. به همين دليل، بر ترسم غلبه كردم تا هميشه با او باشم.»
دهقانپور هم نظر جالبي درباره پرنده شدن همسرش دارد: «خانمها وقتي از همسرانشان دور ميشوند، دچار اشكال فني ميشوند. همسر من هم همين مشكل را داشت؛ ولي خوشبختانه از وقتي پاراگلايدر كار شد، مشكلاش هم برطرف شد! ديگر تنها نيست، هميشه با هم هستيم. البته پدر و مادر آذر مخالف پرواز دخترشان بودند، ولي بعد كمكم راضي شدند.»
اما انسانهايي كه لذت پرواز را تجربه ميكنند، حتما با آدمهايي كه هيچوقت نپريدند، فرق ميكنند. پرواز، چه اثري در زندگي يك زوج ميگذارد؟ آقاي دهقانپور ميگويد: «پرواز انسان را صبور ميكند. آرامشي كه در آسمان هست، هيچ جاي دنيا نيست.
من وقتي در آسمان هستم تمام چيزهايي كه روي زمين است به نظرم ريز و محو ميآيد. به همين دليل، خيلي راحت از مسائل كوچك ميگذرم. با مشكلات بزرگ هم كنار ميآيم. براي همين، در زندگي زناشويي مشكلي نداريم؛ خيلي راحت مشكلات را حل ميكنيم. وقتي پرواز كني و زمين را از آن بالا حقير و كوچك ببيني ديگر تمام مسايل زميني برايت عادي ميشود.»
فرزندان پرنده
وقتي بچهاي از سه سالگي با پدر پرواز كند، حتما در شش سالگي ميتواند كم سنترين خلبان ايران هم باشد. «ماكان دهقانپور»، پسر بزرگ زوج پرنده، از سه سالگي پرواز ميكند. پدرش ميگويد: «ماكان را از سه سالگي به خودم ميبستم و با هم پرواز ميكرديم. سامان هم همينطور.»
ماكان 20 ساله عضو تيم ملي است. او از شش سالگي، به طور مستقل پرواز ميكند. سامان هم سال آخر دبيرستان است. او هم پرنده خوبي است.»
كي گفته خطر داره؟
خيليها پاراگلايدر را به عنوان ورزشي خطرناك ميشناسند، اما محمود دهقانپور معتقد است اين رشته كمخطرترين رشته ورزشي است: «خيليها فكر ميكنند چون سر و كارت با كوه و پرواز است، حتما سقوط ميكني و دست و پايت خرد ميشود. ولي نه! اصلا اينطور نيست.
پاراگلايدر هم براي خودش قوانين، فنون و تكنيكهاي خاصي دارد؛ درست مثل هر رشته ورزشي ديگر، كه ورزشكار حرفهاي بايد با آن آشنا باشد. در هر رشته ورزشي، اگر قوانين را رعايت نكني، حتما دچار مشكل ميشوي. مثلا در تكواندو، اگر اصولي لگد نزني ممكن است پايت بشكند. يا در اتومبيلراني، اگر قانون را رعايت نكني دچار سانحه ميشوي.
من هم نميگويم پاراگلايدر خطر ندارد، ولي اگر اصولي آموزش ببيني و قوانين را رعايت كني، شايد كمخطرترين رشته ورزشي هم باشد.» خانم فراهاني هم با همسرش همنظر است: «من از سال 78، آموزش هم ميدهم تا حالا يك مورد سقوط هم نداشتهام. حتي پاي كسي هم پيچ نخورده.»
دل و جرأتدارها
شايد پرواز لذتبخش باشد، ولي به هر حال ترس هم دارد؛ ترس از سقوط و... اين مهمترين دليلي است كه فكر كنيم خانمها كمتر سراغ پرواز ميروند، ولي خانم فراهاني نظر ديگري دارد: «نه، خانمها اصلا ترسو نيستند.
من خودم كلي شاگرد دختر دارم كه خيلي هم دل و جرات دارند. خانمها خيلي دقيق كار ميكنند، ولي به خاطر هزينه زيادي كه اين رشته دارد، آقايان بيشتر ميتوانند از عهده خرج و مخارج بربيايند و به همين دليل تعداد آنها كمي بيشتر است»، اما آقاي دهقانپور طرف مردها را ميگيرد. او مردها را شجاعتر ميداند و ميگويد براي همين تعداد آنها بيشتر از خانمهاست:« مردها نترستر هستند. هيچ بحثي هم وجود ندارد!»
پاراگلايدر ورزش آسماني
پاراگلايدر، يك نوع چتر است كه از روي ارتفاعات و با دويدن به سمت باد به پرواز در ميآيد. آموزش خلباني از دورههاي مقدماتي شروع ميشود. دوره مقدماتي تمريناتي را در بر ميگيرد كه در سطح زمين انجام ميشود و معمولا 10 تا 15 جلسه هم طول ميكشد كه البته دير يا زود تمام شدن كلاسها بستگي به استعداد و البته دل و جرأت شاگرد دارد.
بعد از آموزش مقدماتي، عاشقان پرواز به شيب كوه ميروند و پرواز از شيب اوليه تا ارتفاع 200 متري شروع ميشود، و باز هم بسته به استعداد هنرجوها، اين دورهها 10 تا 15 جلسه طول ميكشد.
در پايان دوره دوم، مربي خودش تشخيص ميدهد كه چه كسي ميتواند پرواز كند. پرندهاي كه استرس ندارد با كمال آرامش ميدود و پرواز ميكند، به سايت جنتآباد يا امامزاده هاشم ميرود تا پرواز در ارتفاع سلويي (بلندترين ارتفاعي كه خود خلبان به تنهايي در آن پرواز ميكند) را تجربه كند.
اما هزينه! بايد قبول كرد كه پاراگلايدر، ورزش گراني است. هر يك از دورههاي آموزشي، بين 200 تا 300 هزار تومان هزينه دارد. تازه خريد چتر هم هست كه حسابي فشار خون را بالا ميبرد! براي خريد يك چتر در ايران، بايد بين دو ميليون و پانصد تا سه ميليون پرداخت كني.
البته يك راه ديگر هم هست. خريد اقساط. انجمن پاراگلايدر تهران، براي اين كه به پرندهها خيلي فشار نيايد، تجهيزات پرواز را به صورت قسطي هم عرضه ميكند.
البته اين هزينه يك بار براي هميشه است، چون با خريد يك چتر، چندين سال ميتواني در آسمانها پرواز كني و به آرزوي دوران كودكيات برسي؛ پرواز در اوج و لذت خوش رهايي!